نظريه و مدل‌سازي
پاره ای از نظریه ها در روانشناسی رسانه

پاره ای از نظریه ها در روانشناسی رسانه

این مقاله از فصل از نخست کتاب روان‌شناسی رسانه (حکیم‌آرا، ۱۳۸۸)[۱]. استخراج شده است. نظر به لزوم افزودن برخی نظریه‌ها در خوزه هویت و مفهوم گمنامی، در اولین فرصت این دسته از مباحث نیز به متن اصافه خواهند شد. در خصوص مباحث مربوط به این دو مفهوم، در همین وبلاگ مطالبی پیش از این گذاشته شده است.

 

مقدمه:

وقتی به قلمرو مباحث نظری در روان‌شناسی رسانه می‌رسیم، بحث روشن، اما کمی‌دامنه‌دار است. در این‌جا انتظار داریم با سه دسته از نظریه‌ها روبه‌رو باشیم: اول، نظریه‌هایی که در حوزه روان‌شناسی پرورده شده و اکنون از آن‌ها در روان‌شناسی رسانه برای توضیح رفتار انسان در چهارچوب رابطه انسان با رسانه با آغازگری و ابتکار انسان شکل می‌گیرد و آن را رابطه مخاطب- رسانه می‌نامیم. دوم، نظریه‌هایی که در حوزه ارتباطات و بر محور نقش رسانه‌ها در تحولات اجتماعی پرورده شده و در رابطه میان رسانه- مخاطب، برای رسانه اولویت قایل هستند. این نظریه‌ها ناظر به کارکرد رسانه‌های ارتباط جمعی و چگونگی نفوذ آن‌ها هستند، و تا آنجا که به بحث کنونی مربوط می‌شود، از منظر رسانه‌های جمعی می‌کوشند چگونگی رفتار ارتباطی انسان را، در موضع مخاطب توضیح دهند. اما، دسته سوم نظریه‌هایی هستند که انتظار می‌رود در همین مدت، از زمان تولد روان‌شناسی رسانه تاکنون پرورده شده و رفتار و انفعالات مخاطب را توضیح دهند.

روشن است، نمی‌توان انتظار داشت همه نظریه‌هایی که از ابتدا در روان‌شناسی یا در ارتباطات، تدوین و پرورده شده‌اند قابلیت بهره‌گیری را در شاخه‌ تازه به ظهور رسیده روان‌شناسی رسانه داشته باشند. در این‌جا تنها آن‌دسته از نظریه‌هایی از این دو رشته علمی مفید خواهند بود که بتوانند رفتاری را توضیح دهند که در ارتباط با رسانه شکل گرفته باشد. برای سهولت، این دسته از رفتارها را، رفتار رسانه‌ای می‌خوانیم. به رفتارهایی رسانه‌ای می‌گوییم که به‌گونه‌ای تحت تأثیر رسانه شکل گرفته و بروز کرده باشد. این رفتارها یا در سایه رابطه مخاطب-رسانه شکل گرفته‌اند یا در پرتو رابطه رسانه-مخاطب. هر چند در سطح عمل، ما با رفتارها و پاسخ‌های واحدی روبه‌رو هستم، اما در سطح نظری هیچ ممنوعیتی وجود ندارد که برای تبیین پدیده واحد از نظریه‌های روان‌شناسی بهره ببریم یا از نظریه‌های ارتباطی. به شرط آنکه، آنچه توضیح داده می‌شود، پاسخ‌ها و پدیده‌هایی باشد که در رابطه با رسانه شکل گرفته باشند.

بنابراین، پاره‌ای از رفتارهای مصرفی مخاطب را با هر دو نظریه می‌توان تبیین کرد و هر دو درست است. توضیح کوتاهی این موضوع را روشن می‌کند. اگر رسانه‌ها فرهنگ جهانی را تحت نفوذ قرار داده‌اند، دست‌کم یکی از سازوکارهای آن، تقلید[۱]بوده است. تقلید از سازوکارهای یادگیری است و از مباحث عمده در روان‌شناسی یادگیری به شمار می‌رود که از دهه ۱۹۶۰ تاکنون، گسترش‌های عمده‌ای پیدا کرده است. گرچه این سازوکار در طول تاریخ زندگی بشر همواره مورد استفاده قرار داشته است، اما اکنون رسانه‌ها نیز دامنه آن را وسیع گردانیده‌اند و این به گستردگی جامعه بشری است. به‌گونه‌ای که، رفتاری در گوشه ناآشنایی از جهان، به‌واسطه‌گری رسانه، در گوشه دیگری از کره زمین قابل تقلید است. نظریه گلوله جادویی[۲] از منظر ارتباطات به‌گونه‌ای همین پدیده را تبیین می‌کند. چه، این نظریه خواسته و ناخواسته مشاهده و تقلید را بنیان تبیین رفتار رسانه‌ای مخاطب قرار داده است. رفتار یا ایده‌ای را که جوانان از تلویزیون کسب می‌کنند از یک‌سو نفوذ رسانه را می‌رساند که طبق نظریه گلوله جادویی به‌گونه مستقیم مخاطب را زیر تأثیر قرار می‌دهد و از سوی دیگر قابلیت جوانان را در یادگیری از راه تقلید نشان می‌دهد. این چیزی جز دو روی یک سکه نیست؛ دو نظریه از دو حوزه علمی می‌کوشند پدیده واحدی را توضیح دهند. با این حال، گرایش روان‌شناسی بر این است که رفتار مصرفی مخاطب را تا آنجا که ممکن باشد در چهارچوب روان‌شناسی تبیین کند، هرچند هیچ ممنوعیتی را در بهره‌گیری از نظریه‌های تولید‌شده در دیگر حوزه‌های علمی ندارد.

اما از آنجایی که روان‌شناسی رسانه خود حوزه جوانی است، نباید انتظار داشت در همین مدت کوتاه نظریه‌های مستقلی را پرورش داده باشد که تمام نیازهای این شاخه نوین را تغذیه کند. در واقع، چنانکه در بالا دیدیم، اگر نظریه‌ای، از هر حوزه‌ای که باشد، بتواند رفتار یا پدیده‌ای را توضیح دهد، دیگر نیازی به نظریه‌پردازی‌های جدید نخواهد بود. از این رو، روان‌شناسان رسانه نیز کوشیده‌اند تا پاسخ‌های مخاطب را بر پایه نظریه‌های موجود توضیح دهند. در مواردی، چنانچه نظریه‌های پیشین تبیین مناسبی را فراهم نکرده باشند، آنگاه توسّل به تغییر و تحول در این نظریه‌ها یا تدوین نظریه‌های تازه، اجتناب ناپذیر است. در این خصوص، بیشترین نظریه‌پردازی‌ها در زمینه ترویج خشونت رسانه‌ای و سایر رفتارهای ضد اجتماعی بوده است. آنچه به دنبال خواهد آمد، از جمله نظریه‌های مهمی هستند که در طول کتاب با آن‌ها روبه‌رو خواهیم شد. البته، نظریه‌های خرد و کلان دیگری هم ممکن است باشد که برای مطالعه درباره آن‌ها لازم است به منابع دیگر مراجعه گردد.

برای دریافت مقاله اینجا را کلیک کنید

[۱] imitation

[۲] magic bullet


[۱] حکیم‌آرا، محمدعلی (۱۳۸۸). روان‌شناسی رسانه. تهران. انتشارات دانشگاه صدا و سیما.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*